بیماری!

2013/07/26 4 دیدگاه

امروز ، موقع ناهار ، خانم سَرداری اومد تو آشپزخونه و مانتواَش رو درآورد . این زن خودِ آتیشه . نمیدونم چرا وقتی با من حرف میزنه صداشو آروم میکنه ؟ چند روز پیش نیم ساعت تمام به بهانه پیدا کردن پرونده شرکت بهارسازان ، با من تو بایگانی بود !  بعد متوجه شدم که پرونده روی میز خودش بوده ! نمیدونم چرا به من گیر داده؟ دیروز اومد تو دفتر تا سی دی برنامه حسابداری رو ازم بگیره . عمدا سی دی رو انداخت زمین ! همیشه شلوار جین تنگ میپوشه … چیه؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟… امروز بعد از اداره ، رفتم داروخانه تا داروهای نسترن رو بگیرم . زنه تو بخش پذیرش دکمه های لباسش رو باز کرده بود . چه سینه هایی داشت ! وقتی نسخه رو خوند بهم گفت که آل پرازولام یک نداریم . گفتم به جاش نیم بدید ، دو تا یکی بخوره . روی صندلی نشستم تا داروها آماده بشه و صدام کنه . کنارم یه زن تقریبا سی ساله نشسته بود . از کمبود و گرانی داروها و نسخه های طولانیه دکترها ، گلایه میکرد . نمیدونی چه هیکل و چشمهایی داشت . اسمش رو خواندن . بعد از گرفتن داروها ، موقع رفتن ، یه کارت بهم داد و گفت که هر وقت به دستگاه تصفیه آب نیاز داشتم ، باهاش تماس بگیرم .  قیافش خیلی شبیه لیلا ، زن همسایه مون ، بود . لیلا تازه اومده . دو تا بچه داره . مثله برف ، سفیده . هیکل تُپُل و نرمی داره . همیشه تی شرت قرمز رنگ میپوشه . هر وقت من رو میبینه ، شروع میکنه به صحبت کردن در باره شوهر سابقش ! خانم فراهانی به نسترن گفته بود که این زن (منظورش لیلا بود) تا شوهر نکنه ، اروم نمیشه ! خانم فراهانی ، سر کوچه مون ، سوپری داره . صورتش سبزه است و رنگ چشمهاش ، قهوه ای روشنه . مثل تیله شفاف و درشته . لبای باریکی داره و همیشه بالای لبهاش ، قطره های ریز عرق ، دیده میشه . بیش از ده ساله که از مشهد به تهران اومده . لهجه شیرینی داره . همیشه وقتی که میخواد بقیه پول خرید رو بهم بده ، دستم رو میگیره و پول رو تو دستم میزاره و تا دستهامو نکشم ، اونها رو ول نمیکنه ! یکبار هنگام دعوا با زهرا ، روسری اش افتاد و موهاش رو دیدم . موهاش قهوه ای رنگ ، پر پشت و بلند و صافه . زهرا تو آپارتمان روبروی ما زندگی میکنه . هفده سال بیشتر نداره اما سینه هاش …… آرش ، حواست کجاست ؟ دارم حرف میزنم ها!!!
-دارم دنبال شماره تلفن خانم دکتر شهنازی میگردم . فکر کنم به دردت بخوره .
-اوهوم … بعد ، تو سالمی؟
-نه … من هم باید با تو بیام . نمیدونم چرا دوست دارم سرم رو به دیوار بکوبم؟!
-خوشگله؟
-کی؟
-خانم دکتر شهنازی
-!!!

1

Advertisements
دسته‌ها:فرهنگ برچسب‌ها: , ,

آنکه به تندر ، پارس میکند

شعر «نشانه» از کتاب «ابراهیم در آتش»

شغالي
گَر
ماه بلند را دشنام گفت
پيران شان مگر
نجات از بيماري را
تجويزي اين چنين فرموده بودند.
فرزانه در خيال خودي اما
آن كه به تندر
پارس مي كند
گمان مدار كه به قانون بوعلي
– حتا –
جنون را
نشاني از اين آشكاره تر
به دست كرده باشد.

همین شعر ، با صدای شاملو

دسته‌ها:فرهنگ برچسب‌ها: , , , ,

قابل توجه کاربران و دوستان سایت آزادگی

Azadegi

چند روزی است که سایت آزادگی ، بنا به دلایلی که هنوز در باره آن خبر رسانی نشده ، از دسترس خارج شده و در اصطلاح Down شده است . در همین زمینه در فیس بوک ، صفحه ای به نام آزادگانِ آزادگی ساخته شده که کاربران میتوانند جهت دریافت اطلاعات بیشتر ، به آن مراجعه کنند .

برای مراجعه به صفحه فوق اینجا را کلیک کنید و یا آدرس زیر را در مرورگر خود ، بارگذاری نمائید .

https://www.facebook.com/pages/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C/196617690490534

توقف

چوب لباسی پر از لباس گوشه اتاق ، مرا به یاد هیچ چیز نمی اندازد ، جز راه هایی که نرفته ام . کلید مانده در پشت در اتاق مرا به یاد این می اندازد که عمری است آنرا در چشمخانه قفل در نچرخانده ام . هوای اتاقم مثل آبهای یک تالاب راکد مانده است و من به یک صنوبر بی برگِ ایستاده در کنج دیوارِ یک باغ مرده ، شبیه شده ام . کاش پنجره ای گشوده شود ، تا به نور برسم!

-آرش نصیری-

3

دسته‌ها:اجتماعی

جایگاه رای و نظر دادن در سایتهای اشتراک گذاری

طول عمر ایده اشتراک گذاری اطلاعات ، دقیقا به اندازه طول عمر خود اینترنت است . محققین زمانی که در اواخر دهه شصت موفق به ایجاد اینترنت شدند ، به دنبال راهکاری برای طبقه بندی اطلاعات وسیعی بودند که با راه اندازی اینترنت ، در دسترس عموم قرار میگرفت . تفکیک و دسته بندی این حجم بزرگ اطلاعات ، عملی غیرممکن به نظر میامد . تا اینکه هرتسفلد (رئیس موسسه arpa – مکانی که اینترنت در آن متولد شد) بر اساس پیشنهاد یکی از کارمندان خود ، تصمیم گرفت داده ها و اطلاعات موجود در شبکه را به همان روشی تفکیک کند که در کامپیوتر طبقه بندی میشد . در آن زمان راهکاری مناسبتر از این پیشنهاد پیدا نشد . در اوایل دهه نود ، به خاطر نوشتن برنامه های مرورگر و سایتهای جستجوی اینترنت ، ناگهان فضای مجازی دچار شوک ناشی از هجوم کاربران شد . حال دیگر کاربران میتوانستند به راحتی مطالب و اطلاعات خود را در اینترنت پیدا کرده و آنها را به اختیار ، انتخاب کنند . در اواسط دهه نود ، اینترنت از انحصار دانشگاه ها و مراکز آموزشی – تحقیقاتی در آمده و به خانه ها ، راه یافت . بعد از چند سال ، حجم اطلاعات موجود در اینترنت آنچنان زیاد شد که دیگر روش قدیمی دسته بندی داده ها جوابگو نبود . در همین زمان بود که سایتهایی به جهت رفع سردرگمی کاربران ، در اینترنت پدیدار شدند . سایتهایی که دیگر به همه چیز نمی پرداختند و تمام داده ها را بخاطر رضایت کاربران ، درون خود قرار نمیدادند . بلکه تنها به نوع و شکل خاصی از اطلاعات توجه میکردند . سایتهایی مانند youtube ، facebook ، 4shared ، yahoo ، rapidshare ، mediafire و یا سایتهای خبری سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و علمی و … از همین دسته سایتها هستند . حال کاربران میدانستند که کجا میتوانند فایلهای خود را (بر حسب نوع آن) قرار دهند و یا کجا میتوانند به دنبال فایلهای مورد نظرشان بگردند . به این گونه سایتها ، سایتهای اشتراک گذاری گفته میشود . سایتهایی که اجازه میدهند تا کاربران در آنجا اطلاعات خود را برای همگان (معمولا با شرائط خاص و بدون دردسر زیاد) به نمایش گذارند .
دسته ای از اینگونه سایتها ، به سایتهای اشتراک لینک معروفند . سایتهایی که به کاربران اجازه میدهند تا لینک اطلاعات (نه خود اطلاعات) برگزیده و منتخب خود را ، با کاربران دیگر به اشتراک گذارند . در تمام سایتهای اشتراک لینک (با هر زبانی و در هر کشوری) قوانین ثابت ، یکسان و نانوشته ای وجود دارد :
-در اینگونه سایتها ، کاربران موظف به رای دادن هستند .
-در اینگونه سایتها معمولا کاربران با ابراز نظر خود ، لینک گذار را از دیدگاه خود باخبر میسازند .
-در اینگونه سایتها هیچگاه یک کاربر با چند نام کاربری ، نمیتواند فعالیت کند .
-در اینگونه سایتها معمولا قوانینی ساده برای دوری جستن از هرج ومرج و انحصار طلبی وجود دارد .
-در اینگونه سایتها کاربران تنها با لینکها ، نظرات ، آرا و مقدار فعالیت و دانش خود ، محبوب میشوند . نه عنوان و شهرت و ثروت و …
-در اینگونه سایتها همیشه به کاربران تازه وارد بیشتر اهمیت داده میشود تا دیگر کاربران .
-در اینگونه سایتها این کاربران هستند که یکدیگر و سایت را کنترل میکنند .
-در اینگونه سایتها جناح ها ، احزاب و دسته های سیاسی ، علمی ، مذهبی و …. جایگاهی ندارند .
ماهیت و اساس سایتهای اشتراک گذاری لینک ، بر اساس این قوانین شکل میگیرد . در صورتی که قوانین فوق در یک سایت بی رنگ شده و یا با بی تفاوتی مواجه گردد ، در صورت استمرار ، شالوده سایت را بر هم میزند . به همین دلیل کاربران سایتهای اشتراک گذاری لینک ، باید همیشه سعی کنند تا این قوانین نادیده گرفته نشوند . در صورتی که کاربر یا کاربرانی ، با نادیده گرفتن قوانین فوق مسبب دلسردی و یاس بقیه کاربران شوند ، باید در قصد و نیت آنها در باره حضورشان در سایت ، مشکوک شد .
در سایتهای اشتراک گذاری لینک ، کاربران با رای دادن و ارائه نظرات خود ، لینک گذار را تشویق به ادامه فعالیت میکنند . ما انسانها همواره از تائید شدن ، دلشاد و خوشنود میشویم . چرا که موجودی اجتماعی هستیم و یکی از نیازهای روانی ما ، احساس تائید و تشویق توسط اعضای گروه جامعه ای است که در آن زندگی و یا فعالیت میکنیم .
کاربران گرامی سایت وزین آزادگی :
با رای دادن و ارائه نظرات در باره لینکها ، به یکدیگر نیرو ببخشید و یکدیگر را تشویق کنید (خصوصا کاربران تازه وارد را) تا سایت خودتان را ، پر رونق تر و شکوفاتر نمائید . کاربرانی که نکات گفته شده در این چند خط را قبول ندارند ، جایشان در سایتهای اشتراک گذاری لینک نیست چرا که با رعایت نکردن این نکات ، عرصه را بر کاربرانی که مشتاق مشارکت در چنین جایگاهی هستند ، تنگ کرده و در نتیجه ماهیت سایت ، از بین میرود .
در آخر لازم است نکته ای را یادآوری کنم : در سایتهای اشتراک لینک ، واژه کاربر ، تعریف خاص خود را دارد . تعریفی که به خاطر سادگی اش ، نانوشته مانده است . در یک سایت اشتراک گذاری لینک ، وظیفه کاربر تنها لینک گذاری نیست … لینکها گذاشته میشوند تا خوانده شوند . شما در واقع با رای و نظر دادن ، به لینک گذار میفهمانید که لینکش را خوانده اید و از آن لینک خوشتان یا بدتان آمده . به طور غیر مستقیم ، برای کارش ارزش قائل میشوید و او را تشویق به فعالیت بهتر و بیشتر مینمایید .
امیدوارم با رعایت نکات ذکر شده در چند خط بالا ، تجربه بهتری از حضور در کنار یکدیگر را ، احساس کنیم . شاد و تندرست باشید .
                                                                                                                                        

            -ارش شبگیر-

دسته‌ها:ازادگي برچسب‌ها: , ,

خروجی

2013/04/20 2 دیدگاه

در جائی خواندم که : مغز انسان حدود صد میلیارد سلول دارد و نزدیک به یک پنجم اکسیژن و مواد غذائی موجود در بدن را مصرف میکند . انرژی الکتریکی حاصل شده از سلولهای مغز ، میتواند یک لامپ 100 واتی را روشن نگاه دارد . حال به خروجیه یکی از این مغزها توجه کنید :
صالحی ، فرمانده کل ارتش ، گفت: آمادگی رزمی با سلاح‌های جدید ایجاد نمی‌شود و آمریکا توان اعمال جسارتی حتی با سلاح‌های جدید علیه ایران ندارد !!!

صالحی

همه کشورها فرمانده کل دارند ، ما هم داریم !

دسته‌ها:اجتماعی

یک روز عاشقانه

از صبح همین طور بود . به محض بیدار شدن صبح به خیر گفته بودم . خنده ام گرفته بود . اما وقت چایی ریختن هم ، به جای یکی ، دو استکان چای ریختم . این بار کمتر خندیدم . تو کوچه اولین باد پائیز داشت میوزید . یاد دکمه لباست افتادم که خیلی وقت پیش گم شده بود . بلند گفتم : باید زودتر لباس گرم بخریم . عابری که صدایم را شنیده بود ، چپ چپ نگاهی کرد و زیر لب خندید . پسر بچه ای داشت از مدرسه برمیگشت . لی لی کنان راه میرفت و شعر میخواند . گفتم چه شور و شوقی ، میبینی؟ ظهر قبل از آنکه سوار آسانسور شوم قدری مکث کردم . در راه نگاه داشته بودم . شرط ادب بود که تو اول سوار شودی . عصر توی اتوبوس آن ته را نگاه کردم . نگران بودم جا برای نشستن پیدا کرده ای یا نه ؟ غروب رنگ نارنجی آفتابی که داشت پشت برجهای بلند فرو مینشست ، آسمان رو به رو را مثل نقاشی آبرنگ بچه ها کرده بود . گوشه آسمان را با دست نشان دادم و این را با صدای بلند گفتم . شب دوباره حواسم پرت شد و دو استکان چای ریختم . این بار اما گریه کردم . تنها نبودم امروز . با من بودی ، همه جا .

«ناصر کرمی»

دسته‌ها:اجتماعی برچسب‌ها: , ,
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: